خلاصه کتاب نمایشنامه ات را بنا کن: نظریه و تمرین برای نمایشنامه نویسان ( نویسنده دیوید راش )
اگه می خوای بدونی چطور میشه یه نمایشنامه نوشت که تماشاگر رو از همون لحظه اول میخ کوب کنه و تا آخر پای داستان نگه داره، خلاصه کتاب نمایشنامه ات را بنا کن از دیوید راش، دقیقاً همون نقشه ی راهیه که دنبالش می گردی. این کتاب بهت یاد می ده که چطور با تئوری های محکم و تمرین های کاربردی، از یه ایده ی خام به یه نمایشنامه ی درخشان برسی.
دنیای نمایشنامه نویسی پر از رمز و رازه، پر از تکنیک ها و ظرافت هایی که اگه بلدشون باشی، می تونی کاری کنی که کلماتت روی صحنه جون بگیرن و تماشاچی رو با خودشون ببرن به یه دنیای دیگه. دیوید راش توی کتابش، نمایشنامه ات را بنا کن: نظریه و تمرین برای نمایشنامه نویسان، یه جورایی نقشه ی گنج رو بهت می ده؛ گنجی که اسمش نمایشنامه ی خوبه. این کتاب نه فقط برای اونایی که تازه قدم تو این راه گذاشتن، بلکه برای حرفه ای ها هم کلی حرف تازه داره. از مبانی اولیه تا فوت و فن های پیشرفته ی نمایشنامه نویسی، همه چی رو ریز به ریز و کاربردی توضیح می ده. این یه فرصت عالیه که بدون اینکه نیاز باشه کل کتاب رو زیر و رو کنی، با عصاره ی اصلی آموزه های یه استاد بزرگ آشنا بشی و ببینی که چطور میشه یه شاهکار نمایشی خلق کرد.
دیوید راش، آموزگار نمایشنامه: نگاهی به نویسنده و فلسفه اش
وقتی اسم دیوید راش میاد وسط، باید گوش هامون رو تیز کنیم. چرا؟ چون داریم از یه استاد به تمام معنا تو حوزه ی نمایشنامه نویسی حرف می زنیم. راش متولد ۱۹۴۰ میلادی، نه فقط یه نویسنده و نمایشنامه نویس آمریکایی بوده، بلکه سال ها سرپرستی گروه نمایشنامه نویسی دانشگاه ایلینوی رو هم به عهده داشته. این یعنی تجربه ی تدریس و کار با کلی نویسنده ی تازه کار و حرفه ای رو تو چنته داره و می دونه دقیقاً درد و دل یه نمایشنامه نویس کجاست.
کلی از نمایشنامه هاش توی سالن های مهمی مثل تئاتر شیکاگو، استیج لفت و تئاتر گوا به اجرا دراومده و کلی جایزه از جمله دو جایزه ی اِمی و سه جایزه ی شورای هنری ایلینوی رو هم گرفته. این ها نشون می ده که با یه آدم معمولی طرف نیستیم، بلکه با کسی روبرو هستیم که هم خودش استاد کاره و هم بلده چطور این مهارت رو به بقیه یاد بده. فلسفه ی راش اینه که نمایشنامه نویسی مثل ساختن یه خونه می مونه؛ باید اول از همه آجرهای محکم داشته باشی، بعد بدونی چطور این آجرها رو کنار هم بذاری، و در نهایت با یه سری ترفندهای حرفه ای، کاری کنی که اون خونه هم جون داشته باشه، هم زیبا باشه و هم سال ها سرپا بمونه. مبانی نمایشنامه نویسی دیوید راش روی همین اصول پایه گذاری شده و همین باعث شده کتابش بشه یه مرجع حسابی برای هر کسی که می خواد قدم تو این راه بذاره.
بخش اول: مبانی نمایشنامه نویسی – آجرهای اولیه ساختمان نمایش
فرض کن می خوای یه خونه بسازی. اولین قدم چیه؟ باید بدونی اصلاً خونه ای که می خوای بسازی، چه شکلیه و از چی قراره تشکیل بشه. دیوید راش هم توی بخش اول کتابش، دقیقاً همین کار رو می کنه؛ میره سراغ آجرهای اصلی نمایشنامه نویسی. اگه این مبانی رو خوب بشناسی، نصف راه رو رفتی.
فصل 1: آیا این واقعاً یک نمایشنامه است؟ (شناخت ذات نمایش)
شاید فکر کنی نمایشنامه همون داستانه، فقط با دیالوگ! اما راستش رو بخوای، نه، این طور نیست. راش توی این فصل بهمون یاد می ده که نمایشنامه یه چیز دیگه ست. فرقش با یه رمان یا داستان کوتاهِ معمولی، تو ذاتشه. نمایشنامه برای اجرا شدن روی صحنه نوشته میشه. یعنی باید بتونی اونو ببینی و بشنوی، نه فقط بخونی. باید
فصل 2: چهار عنصر کلیدی: ستون های اصلی نمایشنامه
اگه نمایشنامه رو یه ساختمون فرض کنیم، چهارتا ستون اصلی داره که بدون اون ها سرپا نمی مونه. راش به این ها می گه چهار عنصر کلیدی نمایشنامه دیوید راش و واقعاً هم حرفش حقه. این چهار عنصر عبارتند از:
- کنش (Action): این مهم ترین قسمته. نمایشنامه بدون کنش، مثل ماشینیه که راه نمیره. کنش یعنی یه شخصیت کاری انجام بده تا به هدفش برسه. این کار می تونه فیزیکی باشه (مثلاً در رو باز کنه) یا کلامی (مثلاً کسی رو متقاعد کنه). مهم اینه که یه تغییر ایجاد کنه.
- شخصیت (Character): کی داره این کنش ها رو انجام میده؟ شخصیت. شخصیت ها باید باورپذیر باشن، هدف داشته باشن و ما بتونیم باهاشون ارتباط بگیریم. راش معتقده که شخصیت ها از دل اهدافشون و کارهایی که برای رسیدن به اون اهداف انجام می دن، شکل می گیرن.
- کشمکش (Conflict): هیچ نمایشنامه ای بدون کشمکش جذاب نیست. کشمکش یعنی یه سری موانع سر راه شخصیت قرار بگیره که جلوی رسیدن اون به هدفش رو می گیرن. این کشمکش می تونه درونی باشه (مثلاً جنگ با خودش) یا بیرونی (جنگ با یه شخصیت دیگه، جامعه یا حتی طبیعت). کشمکش همون سوخت درامه.
- بستر (Environment): داستان کجا اتفاق می افته؟ تو چه زمانی؟ این فضا، این زمان، این موقعیت های اجتماعی و فرهنگی، همه شون بستر نمایشنامه رو می سازن و روی کنش ها، شخصیت ها و کشمکش ها تأثیر می ذارن. یه نمایشنامه تو قرون وسطی با یه نمایشنامه تو عصر فضا، از زمین تا آسمون فرق داره.
اگه این چهار عنصر رو خوب تو ذهنت حک کنی، خیلی از مشکلاتت تو نمایشنامه نویسی حل میشه. این ها ستون هایی هستن که
فصل 3: اهداف: نیروی محرکه شخصیت ها و روایت
به خودت بگو، چرا شخصیت من اصلاً باید کاری انجام بده؟ اگه جوابی نداری، پس شخصیتت هدف نداره و نمایشنامه ات هم کسل کننده میشه. راش تاکید خیلی زیادی روی اهداف و موانع در نمایشنامه داره. هدف همون چیزیه که شخصیت می خواد بهش برسه، موتور محرکه ی اونه. بدون هدف، شخصیتی نداریم که بخواد کاری کنه، پس داستانی هم نداریم.
هدف باید واقعی باشه، یعنی هم برای شخصیت مهم باشه و هم برای تماشاچی قابل درک باشه. اهداف می تونن دو جور باشن:
- اهداف بیرونی: چیزهایی که شخصیت می خواد توی دنیای بیرون به دست بیاره، مثلاً یه گنج، یه مقام، یا حتی انتقام.
- اهداف درونی: چیزهایی که شخصیت می خواد توی خودش تغییر بده یا به دست بیاره، مثل آرامش، عشق، یا پذیرش خودش.
ترکیب این دو نوع هدف، شخصیت ها رو پیچیده و جذاب تر می کنه. فکر کن یاگو توی اتللو. هدف بیرونی اش نابودی اتللوعه، اما هدف درونی اش شاید ارضای حسادت یا اثبات برتری خودش باشه. همین اهداف هستن که به روایت ما جهت میدن و شخصیت رو از یه تیپ ساده درمیارن.
فصل 4: موانع: سوخت اصلی کشمکش نمایشی
خب، شخصیت هدف داره، اما اگه راحت بهش برسه که دیگه داستانی وجود نداره! اینجا پای موانع: سوخت اصلی کشمکش نمایشی میاد وسط. موانع همون چیزهایی هستن که جلوی رسیدن شخصیت به هدفش رو می گیرن و یه جورایی مجبورش می کنن بجنگه. یادتونه راش درباره ی یاگو چی می گفت؟ که موانع کاری می کنن که ما یاگو رو بهتر بشناسیم. وقتی یاگو مجبوره رودریگو رو قانع کنه، یا کاسیو رو مست کنه، ما جنبه های مختلفی از شخصیت اون رو می بینیم. این موانع هستن که شخصیت پردازی رو عمیق تر می کنن.
موانع هم مثل اهداف، انواع مختلفی دارن:
- موانع درونی: شک، ترس، نقاط ضعف شخصیت.
- موانع بیرونی: اشخاص دیگه (مثل آنتاگونیست)، جامعه، قوانین، طبیعت.
هر چقدر موانع قوی تر و منطقی تر باشن، کشمکش هم جذاب تر میشه و تماشاچی بیشتر درگیر داستان میشه. یادت باشه، یه نمایشنامه ی خوب، پر از موانعه که شخصیت ها باید باهاشون دست و پنجه نرم کنن.
دیوید راش می گفت: نمایشنامه بدون کشمکش مثل ماشینیه که سوخت نداره. اهداف شخصیت ها سوخت رو فراهم می کنن و موانع همون چالش هایی هستن که موتور رو روشن نگه می دارن.
فصل 5: استراتژی ها: مسیر شخصیت برای غلبه بر موانع
حالا که شخصیت هدف داره و سر راهش هم موانع زیادی هست، چطور میخواد از این موانع عبور کنه؟ با استفاده از استراتژی ها. استراتژی شخصیت ها در نمایشنامه همون نقشه هاییه که شخصیت می کشه تا به هدفش برسه و موانع رو کنار بزنه. این استراتژی ها باید منطقی باشن، یعنی از شخصیت و موقعیتی که توش گیر کرده، سرچشمه بگیرن. اگه استراتژی ها آبکی باشن، شخصیت هم بی هوش به نظر میاد و داستان غیرباور میشه.
مثلاً، اگه شخصیتت می خواد از یه زندان فرار کنه، استراتژی هاش می تونه شامل دزدیدن کلید، حفر تونل، یا حتی فریب نگهبان ها باشه. هر کدوم از این استراتژی ها می تونن جنبه های جدیدی از شخصیت رو به ما نشون بدن. شاید شخصیت از راه خشونت استفاده کنه، شاید از راه زیرکی، یا شاید هم از راه فداکاری. این انتخاب استراتژی هاست که هویت شخصیت رو شکل میده و به داستان پیچیدگی می بخشه. دیوید راش اینجا روی این نکته خیلی تأکید می کنه که استراتژی ها باید دراماتیک باشن و بتونن کشمکش رو بیشتر کنن.
بخش دوم: کنار هم قرار دادن اجزا – از قطعات کوچک تا کلیت منسجم
حالا که آجرها رو شناختی، نوبت اینه که بدونی چطور این آجرها رو کنار هم بذاری تا یه ساختمون محکم و قشنگ بسازی. بخش دوم کتاب خلاصه Building Your Play دقیقاً به همین موضوع می پردازه. چطور از قطعات کوچیک (مثل صحنه ها) یه کلیت منسجم و پر کشش بسازیم؟
فصل 6: طرح ساخت (Plot): نقشه ی راه نمایشنامه
خیلی ها طرح ساخت یا پلات (Plot) رو با داستان (Story) اشتباه می گیرن. اما راش بهمون یاد می ده که این دوتا با هم فرق دارن. داستان یعنی چی اتفاق افتاد؟ (مثلاً پادشاه مُرد و ملکه هم از غصه مُرد). اما طرح ساخت یعنی چطور اتفاق افتاد و چرا؟ (مثلاً پادشاه مُرد و بعد ملکه هم از غصه مُرد، چون خبر مرگ پادشاه رو بهش دادن). طرح ساخت نمایشنامه چیست؟ پلات در واقع ترتیب و چینش علت و معلولی رویدادهاست که یه معنی خاص به داستان میده.
یه طرح ساخت منسجم باید نقاط عطف داشته باشه، یعنی جاهایی که مسیر داستان تغییر می کنه. باید یه شروع داشته باشه، یه میانه پر از کشمکش و یه پایان که گره ها رو باز کنه. راش به این اصول تاکید می کنه که چطور یه نقشه ی راه قوی بسازی که تماشاچی رو از اول تا آخر با خودش ببره و رها نکنه. پلات همون چیزیه که باعث میشه یه نمایشنامه فقط یه سری اتفاق پشت سر هم نباشه، بلکه یه تجربه ی معنی دار و تأثیرگذار بشه.
فصل 7: خرده نمایش (Scene): واحد سازنده ی درام
نمایشنامه از یه عالمه خرده نمایش یا صحنه (Scene) تشکیل شده. هر خرده نمایش مثل یه واحد کوچیک و مستقل از درامه که خودش یه شروع، میانه و پایان داره. خرده نمایش در نمایشنامه نویسی همون جاییه که شخصیت ها با اهدافشون وارد میشن، با موانع روبرو میشن، استراتژی هایی رو به کار می گیرن و در نهایت، یه تغییری اتفاق می افته. اگه تغییر اتفاق نیفته، اون صحنه الکیه و باید حذف بشه.
یه خرده نمایش موثر باید:
- یه هدف مشخص برای هر شخصیت داشته باشه.
- یه کشمکش واضح ایجاد کنه.
- یه اتفاق مهم توش بیفته که داستان رو جلو ببره.
- حس تعلیق و کنجکاوی رو زنده نگه داره.
راش تاکید می کنه که هر صحنه باید یه چیزی رو آشکار کنه، یه چیزی رو تغییر بده یا یه سوال جدید رو مطرح کنه. اگه یه صحنه فقط به تکرار مکررات بپردازه، تماشاچی رو خسته می کنه. باید بدونی چطور توی هر خرده نمایش، حرکت و هیجان ایجاد کنی.
فصل 8: پرسش های دراماتیک: راز حفظ توجه مخاطب
راز اینکه تماشاچی از اول تا آخر پای نمایشنامه ات بشینه و خمیازه نکشه چیه؟ اینه که دائم تو ذهنش پرسش های دراماتیک ایجاد کنی. دیوید راش میگه که یه نمایشنامه ی خوب، مثل یه پازله که تماشاچی رو مجبور می کنه به جواب سوال ها فکر کنه. «چی میشه؟» «آیا شخصیت به هدفش میرسه؟» «چه اتفاقی برای این شخصیت میفته؟» اینها سوالاتی هستن که اگه هوشمندانه تو دل داستان کاشته بشن، تماشاچی رو به صندلیش میخ کوب می کنن.
این سوالات نباید فقط تو شروع داستان باشن، بلکه باید تو تمام طول نمایشنامه، توی هر صحنه، وجود داشته باشن. هر بار که یه سوال جواب داده میشه، باید یه سوال جدید مطرح بشه تا چرخه کنجکاوی ادامه پیدا کنه. مثلاً، اگه شخصیت دنبال یه گنجه، سوال اینه که آیا گنج رو پیدا می کنه؟ اگه پیدا کرد، سوال بعدی آیا می تونه گنج رو نگه داره؟ یا چه بهایی باید برای این گنج بپردازه؟ باشه. آموزش نمایشنامه نویسی دیوید راش روی همین ترفندها برای نگه داشتن توجه مخاطب خیلی تاکید داره.
بخش سوم: فوت و فن های پیشرفته – عمق بخشیدن به اثر
حالا که پایه ی کارت رو محکم کردی، وقتشه که بری سراغ ظرافت ها و جزئیات حرفه ای. بخش سوم کتاب خلاصه کتاب نمایشنامه ات را بنا کن: نظریه و تمرین برای نمایشنامه نویسان ( نویسنده دیوید راش ) همون جاییه که راش فوت و فن های پیشرفته رو رو می کنه تا نمایشنامه ات نه فقط خوب، بلکه درخشان و ماندگار بشه.
فصل 9: خواهر پیگون (Sister Pigeon): تکنیک های خاص روایت
«خواهر پیگون» شاید اسمی عجیب و غریب به نظر بیاد، اما یکی از اون تکنیک هاییه که یه نمایشنامه رو از معمولی بودن درمیاره. این تکنیک اشاره داره به یه عنصر یا شخصیتی که اولش خیلی معمولی و بی اهمیت به نظر میاد، اما در ادامه، نقش کلیدی و حیاتی پیدا می کنه. یه جورایی مثل همون چخوفز گان (تفنگ چخوف) می مونه که میگه اگه تو پرده اول یه تفنگ روی دیوار دیدی، حتماً تو پرده های بعدی باید شلیک کنه. «خواهر پیگون» همین طوره، اما با یه پیچیدگی بیشتر.
این تکنیک بیشتر درباره ی
فصل 10: مقدمه چینی خوکی (Hog Introduction): ظرافت های شروع قوی
تا حالا شده یه نمایشنامه رو ببینی و از همون اول حوصله ات سر بره؟ خب، این احتمالاً به خاطر مقدمه چینی ضعیفشه. مقدمه چینی خوکی (Hog Introduction) که راش معرفی می کنه، دقیقاً برعکس اینه. این تکنیک بهت یاد می ده چطور یه شروع قوی و پرشور داشته باشی که تماشاچی رو از همون لحظه اول درگیر کنه و نذاره حتی فکر پاپ کورن خوردن به سرش بزنه.
«مقدمه چینی خوکی» یعنی یه شخصیت، یه رویداد، یا یه دیالوگ اینقدر قدرتمند و پرانرژی وارد صحنه بشه که کل توجه رو به خودش جلب کنه. این می تونه با یه کنش عجیب و غریب شروع بشه، یا با یه دیالوگ کوبنده، یا حتی با یه فضای بصری خاص و تأثیرگذار. هدف اینه که مخاطب رو بلافاصله وارد دنیای نمایشنامه کنی و یه سوال بزرگ تو ذهنش بکاری تا دنبال جوابش باشه. اشتباه رایج خیلی ها اینه که فکر می کنن باید اول همه چیز رو توضیح بدن، در حالی که راش میگه باید طوری شروع کنی که مخاطب خودش بخواد کشف کنه.
فصل 11: ترفندهای گوناگون: ابزارهایی برای غنی سازی نمایشنامه
همونطور که یه نقاش جعبه ابزار پر از رنگ و قلموهای مختلف داره، یه نمایشنامه نویس حرفه ای هم باید کلی ترفند بلد باشه تا کارش رو غنی تر و عمیق تر کنه. دیوید راش تو این فصل، یه عالمه از این ابزارها رو معرفی می کنه:
- نمادگرایی (Symbolism): استفاده از اشیا، رنگ ها، یا حتی شخصیت ها برای بیان مفاهیم عمیق تر. مثلاً یه کبوتر سفید می تونه نماد صلح باشه.
- تکرار (Repetition): تکرار هوشمندانه ی کلمات، عبارات یا کنش ها برای تأکید، ایجاد ریتم، یا نشان دادن تغییر.
- پیش گویی (Foreshadowing): کاشتن سرنخ هایی تو داستان که آینده رو پیش بینی می کنن و حس تعلیق رو زیاد می کنن.
- طنز (Humor) و آیرونی (Irony): استفاده از کمدی یا کنایه برای کاهش تنش، شخصیت پردازی، یا بیان یه حقیقت تلخ.
- تضاد (Contrast): قرار دادن عناصر متضاد کنار هم (مثلاً یه شخصیت فقیر و یه شخصیت غنی) برای برجسته کردن مفاهیم.
این ترفندها مثل چاشنی می مونن؛ اگه درست استفاده بشن، نمایشنامه ات رو حسابی خوش طعم می کنن. اینها
فصل 12: شخصیت پردازی: خلق کاراکترهایی برای همیشه
اگه یادت باشه تو بخش های قبلی گفتیم که شخصیت از دل اهداف، موانع و استراتژی هاش شکل می گیره. حالا تو این فصل، راش میره سراغ شخصیت پردازی در نمایشنامه ات را بنا کن با جزئیات بیشتر و عمیق تر. چطور میشه شخصیت هایی خلق کرد که فقط رو کاغذ نباشن، بلکه تو ذهن تماشاچی زندگی کنن و تا ابد یادشون بمونه؟
تکنیک های پیشرفته برای شخصیت پردازی شامل این ها میشه:
- پیچیدگی شخصیت: شخصیت نباید سیاه یا سفید باشه، بلکه باید خاکستری باشه. هم نقاط قوت داشته باشه، هم نقاط ضعف. هم جنبه های خوب داشته باشه، هم جنبه های بد.
- باورپذیری: شخصیت باید مثل یه آدم واقعی باشه، با انگیزه های واقعی و واکنش های قابل درک. حتی اگه تو دنیای فانتزی باشه، باید قوانین اون دنیا رو رعایت کنه.
- تغییر و تحول: شخصیت ها نباید از اول تا آخر نمایشنامه ثابت بمونن. باید با چالش ها روبرو بشن، اشتباه کنن، یاد بگیرن و تغییر کنن. این تغییر همون چیزیه که تماشاچی رو با شخصیت همراه می کنه.
- پس زمینه: هر شخصیت یه گذشته داره. اگه لازم شد، می تونی بخش هایی از گذشته ی شخصیت رو نشون بدی که روی تصمیمات فعلی اش تأثیر گذاشته.
راش تأکید می کنه که شخصیت های ماندگار، همیشه تو دل یه کشمکش درونی و بیرونی هستن و همین باعث میشه همیشه برای مخاطب جذاب باشن.
از تئوری تا عمل: مروری بر تمرینات کلیدی کتاب دیوید راش
خب، تا اینجا کلی حرف های تئوری زدیم و نظریه های نمایشنامه نویسی معاصر رو از دیدگاه دیوید راش بررسی کردیم. اما همونطور که از اسم کتاب پیداست، «نمایشنامه ات را بنا کن» فقط تئوری نیست، بلکه پر از تمرینه! راش معتقده که نمایشنامه نویسی یه مهارت عملیه و تا وقتی دست به قلم نشی، هیچ کدوم از این حرف ها به کارت نمیاد. مثل شنا کردن می مونه؛ تا وقتی نپری تو آب، فقط داری تئوری شنا رو یاد می گیری.
تو کتاب، کلی تمرین فردی و گروهی هست که بهت کمک می کنه مفاهیم رو عمیق تر درک کنی و تو عمل به کار ببری. مثلاً:
- تمرین هدف و مانع: راش ازت می خواد یه شخصیت ساده با یه هدف مشخص خلق کنی و بعد، سه تا مانع قوی سر راهش بذاری. بعد باید فکر کنی که شخصیتت با چه استراتژی هایی می خواد این موانع رو کنار بزنه.
- تمرین نوشتن صحنه: می تونی یه موقعیت ساده رو انتخاب کنی، مثلاً دو نفر که تو یه کافی شاپ نشستن. بعد سعی کنی یه خرده نمایش بنویسی که توش هدف، مانع، استراتژی و یه تغییر کوچیک وجود داشته باشه.
- تمرین دیالوگ نویسی: راش تمرین هایی داره که توش یاد می گیری چطور دیالوگ هایی بنویسی که هم طبیعی باشن، هم شخصیت ها رو تعریف کنن و هم داستان رو جلو ببرن، نه فقط پر کردن فضا.
این تمرینات بهت کمک می کنن که مفاهیم رو لمس کنی و از حالت تئوری دربیاری. آموزش نمایشنامه نویسی دیوید راش بدون این تمرین ها ناقصه. پس اگه خواستی کتاب رو بخری، حتماً تمرینات رو جدی بگیر!
«برای اینکه نمایشنامه نویس بشی، فقط نباید بخونی، باید بنویسی و بنویسی و بنویسی. تمرین، کلید اصلیه.»
نمایشنامه ات را بنا کن برای چه کسانی ضروری است؟
حالا شاید بپرسی این کتاب به درد کی می خوره؟ راستش رو بخوای، طیف وسیعی از آدما می تونن از کتاب نمایشنامه ات را بنا کن بهره ببرن. این کتاب یه سرمایه گذاری حسابی برای هر کسیه که تو مسیر نمایشنامه نویسی قدم گذاشته یا میخواد قدم بذاره:
- نمایشنامه نویسان تازه کار: اگه تازه وارد این دنیای هیجان انگیز شدی و نمی دونی از کجا شروع کنی، این کتاب مثل یه معلم صبور، قدم به قدم مبانی رو بهت یاد می ده. از شناخت ذات نمایش تا ساختن یه صحنه ی قوی.
- نمایشنامه نویسان حرفه ای: حتی اگه سال هاست داری می نویسی، همیشه جا برای یادگیری بیشتر هست. این کتاب می تونه دیدگاه های جدیدی بهت بده، تکنیک های پیشرفته رو بهت یاد بده و حتی بهت کمک کنه تا اشکالات رایج رو تو کارهات پیدا کنی و برطرفشون کنی.
- دانشجویان و اساتید تئاتر و ادبیات نمایشی: برای اونایی که تو محیط های آکادمیک هستن، این کتاب یه منبع ارزشمند برای تحلیل و آموزش نمایشنامه نویسیه. میشه ازش به عنوان یه کتاب درسی یا یه مرجع برای پروژه های تحقیقاتی استفاده کرد.
- علاقه مندان به هنر نمایش: اگه فقط دوست داری بدونی یه نمایشنامه چطور ساخته میشه و چطور میشه یه تماشاگر هوشیارتر بود، خوندن این کتاب می تونه دیدگاهت رو حسابی غنی تر کنه.
- خریداران احتمالی کتاب: اگه هنوز مطمئن نیستی که کتاب اصلی رو بخری یا نه، خوندن این خلاصه Building Your Play بهت کمک می کنه تا با محتوا و سبک نویسنده آشنا بشی و یه تصمیم آگاهانه تر بگیری.
خلاصه که این کتاب برای هر کسی که یه جورایی با دنیای نمایش و کلمات درگیره، یه گنجینه محسوب میشه.
جمع بندی: گام بعدی شما در مسیر نمایشنامه نویسی
خب، به آخر خط رسیدیم و یه نگاه کلی به خلاصه کتاب نمایشنامه ات را بنا کن: نظریه و تمرین برای نمایشنامه نویسان ( نویسنده دیوید راش ) انداختیم. دیدیم که دیوید راش چقدر هوشمندانه، تئوری های پیچیده ی نمایشنامه نویسی رو به مفاهیمی ساده و کاربردی تبدیل کرده. از آجرهای اولیه مثل کنش، شخصیت، اهداف و موانع گرفته تا فوت و فن های پیشرفته مثل خواهر پیگون و مقدمه چینی خوکی، همه و همه برای اینه که تو بتونی یه نمایشنامه ی قوی و تأثیرگذار خلق کنی.
این کتاب نه فقط یه راهنمای خوب برای
پس چی منتظری؟ این خلاصه کتاب نمایشنامه ات را بنا کن فقط یه شروع بود. اگه می خوای کل گنج رو پیدا کنی، پیشنهاد می کنم حتماً نسخه کامل کتاب رو تهیه کنی. اونجا میتونی وارد جزئیات بشی و تمام تمرینات رو یکی یکی انجام بدی. یادت نره، مسیر نمایشنامه نویسی یه سفر طولانیه، اما با راهنمایی های راش، این سفر خیلی هیجان انگیزتر و پربارتر میشه. همین الان شروع کن!