ساختمان و مسکن

بازتاب هایی از سفر من در پنوم پن ، کامبوج

پس از 36 سال ، در سراسر خیابان از دروازه کاخ سلطنتی ، در یک میدان عمومی ، ده ها کودک بازی می کردند. پدر آنها که بیشتر آنها در دهه بیست و یکم بودند ، هنوز به دنیا نیامد ، وقتی اتفاق وحشتناک خمر رخ داد. آنها به اندازه فرزندانشان هیجان زده و بی گناه به نظر می رسید. زمان بهبود یافته است و زندگی به زندگی خود ادامه داده است.

پنوم پن در قرن پانزدهم به پایتخت پادشاهی خمر برخاست و جای آنگورور تاسف بار گرفت. افسانه می گوید پیرزن بنام پنه چهار تصویر از بودا را یافت که در ساحل رودخانه تانگل مستقر شده است. شهری در اطراف تپه که در آن عبادت می کردند ، پدید آمد و به پنوم پن (هیل بینه) معروف شد.

قرن ها ، پنوم پن تلاش کرده بود تا از آمدن حملات مکرر همسایگان توانا ، ویتنامی ها و تایل ها ، تا زمان ورود فرانسوی ها در سال 1863 ، که کامبوج را به عنوان یک پروتکل محافظت می کرد ، زنده بماند و در واقع آن را از تهاجم های خارجی تا زمان عزیمت آنها در سال 1953 محافظت می کرد.

فرانسوی ها طرح هایی را که امروزه می شناسیم به شهر دادند. بنابراین ، پنوم پن دارای یک استعمار خاص است: خیابانهای بزرگی که با درختان باستانی هم مرز هستند و ویلاهای زیبا که در باغهای سبز احاطه شده اند. با این حال ، به نظر می رسد که تصویری جدید از پایتخت ، جایی که برخی از ساختارهای مدرن در آن ساخته می شوند ، شکل گرفته است و این یک نقطه عطف مدرنیته است که دولت در پی آن است.

در حال حاضر به نظر می رسد که پایتخت از یک سطح زندگی قابل توجهی بالاتر از سایر کشورها برخوردار است: SUV های بزرگ فراوان ، تجارت صندوق های سپرده ایمن موفقیت بزرگی کسب کرده است زیرا مردم راه هایی برای ذخیره ثروت های جدید خود را پیدا می کنند و مدارس بین المللی در حال پر کردن کودکان محلی با خانواده های ثروتمند هستند. البته این تصویر نماینده اکثریت جمعیت پنوم پن نیست. طبقه کارگر مطمئناً هنوز هم به سود روزانه خود بسیار علاقه مند است. با این حال ، احساس سهولت و فراوانی از ویژگی های بارز شهر امروز است.

من تصمیم گرفتم به سمت رودخانه مقابل قصر سلطنتی قدم بزنم. این مکان جایی است که شما می توانید با تمام مناطق زندگی کامبوج را ملاقات کنید: راهبان ، متفکران ، بازرگانان ، زنان خانه دار ، فروشندگان مواد غذایی و گدایان ، که با هوای تازه رودخانه و اثر شفابخش جذب می شوند. در یک گوشه ، یک حرم کوچک بودایی وجود داشت که نمازگزاران شمع و گلهای نیلوفر آبی نصب شده روی نارگیل تازه را ارائه می دادند. من متوجه شدم که یک زوج میانسال به شکلی سر فرزند پسر خود را تراشیده اند. دومی در صندلی نشسته بود ، چشمانش بسته بود و دستان به نشانه تکریم پیوست. ظاهراً او برای انجام وظیفه خود به عنوان یک مرد و یک پسر آماده می شد و به شبانه‌روزی وارد می شود و شایستگی هایی را برای خانواده خود به ارمغان می آورد ، یک سنت رایج در همه کشورهای تروآادا مانند تایلند ، لائوس و برمه.

با توجه به همه تورهای دیدنی گشت و گذار پنوم پن ، بازارهای آسان آن ، کافه ها ، رستوران های آن و خندیدن به ظاهر شاد جوانان آن ، نمی توانم وقایع غم انگیز را که کمتر از نیم قرن پیش باعث کشته شدن یک چهارم از جمعیت این کشور شد ، فراموش کنم. برای اجاره یک دوچرخه و یک سفر به یک فروشگاه دوچرخه رفتم. مغازه دار ، دختر جوان در دهه بیست و یکم خود ، نمی دانست چگونه به مقصد من برسد. او هرگز به Choeung Ek Killing Field ، موزه نسل کشی کشور تنها 13 کیلومتری آن نرفته است ، که ممکن است بخشی از تاریخی باشد که ترجیح می دهد آن را نشناسد.

Choeung Ek Killing Field توسط مزارع برنج و روستاهای آرام احاطه شده است. در نگاه اول ، برج یادبود مناسب در مرکز این مکان اصلاً وحشتناک به نظر نمی رسید ، تا این که من یک هرم جمجمه را دیدم که هزاران قربانی در این سایت در زمان رژیم خمر روژ کشته شده است. راهنمای صوتی من مرا از طریق کلیه اماکن گور دسته جمعی راهنمایی می کند و سپس به برج یادبود بازگشتم. هیچ کلمه ای برای توصیف احساس رومینگ در اطراف سایت وجود نداشت. کل سایت نمایشی ترسناک از تاریک ترین قسمت روان انسان بود ، زیرا شرایط مردم را به ماشین های کشتار تبدیل می کرد و قادر به برقراری ارتباط با ساده ترین وجدان انسانی نبودند: ارزش زندگی.

این راهنمای گفت: “انتخاب پرنده الهی گارودا و مار الهی ناگا در پشت بام برج یادبود از نظر نمادین بسیار مهم است.” “در اسطوره ها ، آنها دشمنان ابدی هستند. بنابراین ، هنگامی که از آنها به عنوان نقوش استفاده می شوند ، نشان دهنده تمایل جدی برای آشتی و صلح هستند.”

در حقیقت ، این روحیه آشتی موضع گرفته شده توسط کامبوجی ها بود تا بتواند آنها را به جلو ببرد ، لبخند خود را حفظ کند و کشور خود را دوباره بسازد. اینگونه است که پنوم پن موفق شد خاطرات دردناک را در موزه ها و کتاب ها قرار دهد ، به آینده نگاه کند و زندگی را به کمال زندگی برساند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا